‏نمایش پست‌ها با برچسب قرآن کریم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قرآن کریم. نمایش همه پست‌ها
شاپرک خیال در پهنه پر از شکوفه دامنه های سرسبز خلقت،پاورچین پاورچین به ضیافت می نشیند. آن جا که میزان را بخشنده ای رئوف ومهربانی قدرتمند می یابد، ضیافتی است رنگارنگ ومتفاوت!!از هر سو نگریستم در پهندشت گیتی مائد ه ای را آماده پذیرایی از خویش یافتم واینک بیا تا با هم شاپرک خیال را بدین ضیافت،پر پرواز داده واز خوان رحمتش رزقی روحانی بر کام تشنه مان فرو ریزیم.
1-بی گمان این قرآن به آیینی که استوارتر است،هدایت می کند و به مومنان که کارهای شایسته می کنند بشارت می دهد که برای آنان پاداشی بزرگ هست. (اسری/9)
قرآن نازل شد که به سوی دینی پایدار واستوار هدایت کند دین استوار دینی است که از هر دین دیگری بهتر خیر انسان ها را در دنیا وآخرت تامین وتضمین می کند چون موافق فطرت وناموس خلقت است.
2-و خدا از آسمان آبی فرود آورد و با آن زمین را پس از مردنش زنده گردانید قطعا در این امر برای مردمی که شنوایی دارند نشانه ای است (نحل/65)
فرستادن باران وزنده کردن مجدد زمین و رشد ونمو گیاهانش بعد از، ازبین آن ها دلیلی است بر مساله رستاخیز، همان گونه که خدامی تواند زمین را بعد از مردن دوباره زنده کند پس قادر است در ماورای اندیشه انسان این عظمت را نیز دوباره با همان مکانیزم اولیه زنده گرداند.
3-ودر دام هاقطعا برای شما عبرتی است،از آن چه در شکم آن هاست از میان سرگین وخون،شیری ناب به شما می نوشانیم که برای نوشندگان گواراست. (نحل/66)
ما برای شما از میان سر گین وخون شیری بیرون کشیدیم وبه شما نوشاندیم که به هیچ وجه ارآن دو آلوده نبود وبوی هیچ یک ازآن دو را به خود نداشت شیری گوارا برای آشامندگان. این خود عبرتی است برای عبرت گیرندگان ووسیله ای است برای راه بردن به کمال وقدرت ونفوذ خدا.آیا کسی که بتواند شیر را از میان خون وسرگین،پاک نگه دارد قادر نیست انسان را مجدد زنده کند واجزاءبدنش را جمع کند.
4-ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمان ها بپرهیزید که پاره ای از گمان ها گناه است وجاسوسی نکنید وبعضی ا ز شما غیبت بعضی نکند،آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد ؟ازآن کراهت دارید!!!پس از خدا بترسید که خدا توبه پذیر مهربان است.(حجرات/12)
بخش بزرگی از گمان های رایج بین مردم گمان بد وسوءظن است. پس به سوظن ها ترتیب اثر نباید داد. دوم به دنبال گمان بد،تجسس وجست وجو در امور شخصی مردم است،که باز ما از آن نهی شدیم، سوم نتیجه گمان بد،تجسس و بدگویی و غیبت کردن پشت سر مردم است،و در این آیه از غیبت به خوردن گوشت برادر مرده شده چون در غیاب فرد سخن گفته می شود و او حضور ندارد تا از خود دفاع کند تنها باید از خدا پروا داشته باشیم. و او را ناظر اعمال خود بدانیم.
5-وکارنامه هر انسانی را به گردن او می آویزیم وروز قیامت برای او نامه ای که آن را گشاده می بیند بیرون می آوریم. (اسری/13)
به تعبیر قرآن اعمال انسان ونتایج آن هرگز از او جدا نمی شود وهر انسانی کتاب عمل مخصوص به خودش را دارد وریز ودرشت درآن ثبت وضبط است و نتایج آن روشن و جای هیچ انکار و عذری باقی نمی ماند. عبارت "بیرون می آوریم" اشاره به آن دارد که همان حقایق وآثار اعمال انسان پوشیده است و در پس غفلت قرار دارد و خدا در روز قیامت همه حقایق ونتایج اعمالش را به او نشان می دهد.
6-همان کسانی که می گویند :پروردگارا ! ما ایمان آورده ایم پس گناهان ما را بر ما ببخش و ما را از عذاب آتش نگاه دار. (آل عمران /16)
واژه ربنا در دعاها برای اظهار بندگی در پیشگاه پروردگار است و حال آن که متقین همین گونه اند،آنان از پروردگار می خواهند که آنان را پس از آمرزش نیز مورد فضل خود قرار داده وآنان را از آتش دوزخ محفوظ بدارد.در واقع دراین آیه به سه نعمت ایمان،آمرزش پروردگار و حفظ از آتش دوزخ اشاره شده است.

منبع: تبیان
نيكوترين همسر از نگاه قرآن قرآن از همسر خوب و نيكو به خير تعبير كرده است. خير به معناي چيزي است كه گرايش و رغبت همگاني بدان وجود دارد. به اين معنا كه همسر خوب كسي است كه از نظر همگان مورد تاييد و توجه است و هر كسي آرزو دارد داراي چنين همسري باشد. زيرا ملاك هاي انساني را چنان فراهم آورده كه هر كسي به طور طبيعي آن را مي ستايد و مي پسندد. از نظر زيبايي، انساني طبيعي و در حد اعتدال كامل است و نقص وعيبي در ظاهر وي نيست. از نظر بينشي و نگرشي و اخلاق فردي و رفتار اجتماعي نيز در مسير تكاملي انسان قرار دارد و اصول و مباني فطري را در خود بروز و ظهور داده است. نمونه هاي عيني آن را قرآن در آسيه (س) و مريم دختر عمران(س) در ميان زنان و حضرت ابراهيم(ع) و ديگر پيامبران(ع) در ميان مردان مطرح مي كند. در اين ميان پيامبر اكرم(ص) الگوي برتر در ميان مردان است . در آيات و سوره هاي چندي به الگوي ديگري به عنوان خانواده برتر و نمونه اشاره شده است كه از هر نظر در كمال بينشي و نگرشي و رفتاري هستند.
قرآن زندگي خانوادگي را بهترين و كامل ترين نوع زندگي برمي شمارد و آن را براساس فطرت و غريزه طبيعي انسان مي داند و هرگونه زندگي در بيرون از چارچوب زندگي خانوادگي را زندگي ناقص و معيوب قلمداد مي كند، زيرا در تحليل قرآني از همان آغاز آفرينش مرد، جفت و زوجي براي همسري وي از نفس و جانش آفريده شده كه افزون بر نيازهاي روحي و رواني و جنسي، زمينه تكامل و كمال يك ديگر را فراهم مي آورند.
زن و مرد در زندگي دنيوي خويش موجوداتي وابسته به يكديگر هستند و مرد به عنوان قوام و ستون زن و همسر خويش شناخته مي شود كه بدان تكيه كرده به كمال خويش مي رسد. بر اين اساس قرآن همسر خوب و نيكو و زندگي خانوادگي را خير مي شمارد. (نساء آيه 19) و در آيه 221 سوره بقره همسران مؤمن را به عنوان خير برتر از هر همسر ديگر مي شمارد؛ زيرا زن مؤمن به جهت ايمان و رفتارهاي برخاسته از آن مي تواند مرد را به كمال خويش برساند
قرآن با شناخت مساله علاقه ها و گرايش هاي بشر به زيبايي خواهی اشاره مي كند كه زيبايي هر چند ملاك و معياري مهم در انتخاب همسر است ولي نبايد زندگي خود را تحت الشعاع آن قرار داد . از وي خواسته شده كه هرگاه ميان دو شخص زيباي مومن و زيباروي شگفت انگيز غيرمومن قرار گرفت، زيباروي مومن را برگزيند.
قرآن براي همسري كه بتوان وي را خير و نيكو دانست معيارهايي را بيان مي كند. يكي از مهم ترين اين معيارها غير از حسن و زيبارويي (بقره آيه 221 و احزاب آيه 52) ايمان به خدا (بقره آيه 221 و تحريم آيه 5) است؛
معيار ديگري كه قرآن در همسران به عنوان خير مطرح مي كند اطاعت از فرمان هاي خداوند است. (تحريم آيه 5) همسري كه مطيع فرمان هاي الهي است در حقيقت كاري برخلاف اصول اخلاقي و هنجاري انجام نمي دهد و در مسير تكاملي حركت مي كند.
مطرح كردن اين بحث از آن جهت است كه در برخي سخنان كوته نظران و فاقدانديشه آزاد كه ترجيح مي دهند از اسلاف خود پيروي كنند، تهمت هاي ناروا كه حاكي از حقد و كينه توزي ديرينه است يافت مي شود لذا ضرورت دفع تهمت ايجاب نمود تا اندكي درنگ كرده، موضع امتي بزرگ را كه گناهي نداشته جز تمسك به ولاي خاندان نبوت، روشن سازيم آري گناهي جز عمل به وصيت پيامبر و اجابت قرآن كريم[1] نداشته‌اند!.
برخي ناآگاهان به شيعه نسبت داده اند كه مصحفي خاص خود دارند و آن را «المصحف الشيعي» مي نامند![2] در حالي كه شيعه خود در طول حيات خويش چنين موضوعي را نشنيده است گروهي از محققان متاخر در برابر اين ادعا شديدااعتراض كرده اند[3]، كه مهم ترين آنان گلدزيهر است او علاقه خاص شيعه رانسبت به نص رسمي قرآن كه در دست مسلمانان است، تشريح و تاييدمي كند[4] به منظور توضيح بيش تر درباره علاقه شيعه به نص قرآن كنوني، ناگزير از بيان مطالب زير هستيم:
هرگاه تاريخ قرآن مجيد و دوره هايي را كه نسلا بعد نسل بر قرآن گذشته بررسي كنيم، در مي يابيم كه نص كنوني قرآن با وضع موجود، اصولا محصول كوشش هاي شيعه است و اينان هستند كه در حفظ و ضبط قرآن تلاش كردند و در تنظيم آن به نحو احسن و شكل گذاري و زيبايي آن، از هيچ اقدامي فروگذاري نكردند درحقيقت، اگر قرآني وجود داشته باشد كه بتوان آن را «مصحف شيعي» ناميد، همين مصحف موجود است و با توجه به نقش ائمه شيعه و قرا و حفاظ و هنرمندان شيعه در طول تاريخ نسبت به مصحف، بايد قرآن را به شيعه منسوب كرد.
اميرالمؤمنين (ع) اولين كسي است كه انديشه گردآوري قرآن را، پس ازدرگذشت پيامبر(ص) اظهار كرد و هرچند قرآني را كه وي گردآوري كرد نپذيرفتند، ولي انديشه گردآوري قرآن در همان زمان اثر خود را به جا گذاشت و نسبت به خود قرآن از نظر اصل جمع آوري آن بر دست ديگران اختلافي به وجود نيامد.
مصحف هاي مهمي كه در آن زمان و پيش از توحيد مصاحف تهيه شد و قرآن درآن ها جمع آوري گرديد عبارتند از: مصحف هاي عبداللّه بن مسعود، ابي بن كعب، ابوالدردا و مقدادبن اسود همگي اينان به ولاي خاص نسبت به بيت والاي نبوي شناخته شده اند ديگر مصحف ها از اعتبار هم سنگ اين مصاحف نبودند و صحف ابوبكر نيز به صورت كتاب منظم نشده بود.
اول كسي كه توحيد مصحف ها را در عهد عثمان مطرح كرد، حذيفه بن اليمان بودچگونگي كار او در بخش هاي پيش گذشت ابي بن كعب تصدي املاي قرآن را موقع استنساخ مصحف ها بر عهده داشت و در اشكالات، نسبت به ضبط كلمات، به اومراجعه مي كردند.
شكل گذاري مصحف و نقطه گذاري آن، به دست ابوالاسود الدؤلي و دو شاگرداو نصربن عاصم و يحيي بن يعمر انجام گرفت اولين كسي كه در تحسين كتابت مصحف و زيبايي خط آن اقدام كرد، خالدبن ابي الهياج، از اصحاب علي (ع)بودضبط حركات به شكل كنوني، كار استاد بزرگ خليل بن احمد فراهيدي است اواولين كسي است كه «همزه و تشديد و روم و اشمام» را وضع كرد كه در مباحث گذشته به تفصيل گفته شد تمامي افراد ياد شده از سرشناسان دانش مند شيعه اند.
شيعه بود كه اصول قرائت را مورد تحقيق و بررسي قرار داد و قواعد آن را بنيان نهاد و با نهايت امانت و اخلاص، ابتكاراتي در فنون قرائت و تغييراتي در آن به كاربرد.
اگر نگوييم شش تن، دست كم چهارتن از قرا سبعه، شيعه بودند، علاوه برآن كه گروهي از ائمه قرا بزرگ از شيعيان به شمار مي آيند از آن جمله اند: ابن مسعود، ابي بن كعب، ابوالدردا، مقداد، ابن عباس، ابوالاسود، علقمه، ابن سائب، سلمي، زربن حبيش، سعيدبن جبير، نصربن عاصم، يحيي بن يعمر، عاصم بن ابي النجود، حمران بن اعين، ابان بن تغلب، اعمش، ابوعمروبن العلا، حمزه، كسائي، ابن عياش، حفص بن سليمان و امثال اينان كه از ائمه بزرگند ودر مناطق و دوره‌هاي مختلف، در راس امر قرائت قرار داشته‌اند.[5]
اما قرائت كنوني كه قرائت حفص است، يك قرائت شيعي خالص است، كه آن راحفص كه از اصحاب امام صادق (ع) است[6]، از شيخ خود عاصم روايت كرده است او نيز از بزرگان و معاريف شيعه به شمار مي آمد[7] و قرائت را از شيخ ‌خود، سلمي اخذ كرده است سلمي خود از خواص علي (ع) بود كه مستقيما قرائت را از علي (ع) فرا گرفت [8] و علي آن را از پيامبر(ص) و پيامبر از خداي عزوجل اخذ كرده است.
پي نوشتها:
[1]. مانند: حديث ثقلين و حديث سفينه و آيه «قل لا اسالكم عليه اجرا الا الموده في القربي» شوري42: 23.
[2]. ر ك: القرآن و علومه في مصر، ص 81، تاليف دكتر عبداللّه خورشيد كه اين نسبت را تشريح كرده و با دلايل تاريخي، آن را رد كرده است.
[3]. ر ك: مصطفي صادق رافعي تاريخ آداب العرب ج 2، ص 16 ـ 15 مقدمه حيات محمد(ص)، از موير، ص 36 ـ 35 تاريخ المساجد الاثريه، از حسن عبدالوهاب، ص 92 حاشيه فضائل القرآن، ابن كثير، نوشته رشيدرضا، ص 48، شماره 2 و 3.
[4]. ر ك: مذاهب التفسير، ص 93، از گلدزيهر.
[5]. شرح حال آنان در بحث از «طبقات القرا» ، ج2، التمهيد آمده است.
[6]. ر ك: رجال شيخ طوسي، ص 176.
[7]. مؤلف نقض الفضائح، او را شيخ ابن شهر آشوب و ابوالفتوح رازي، برشمرده است.
[8]. ر ك: صدر، التاسيس، ص 346 قاضي، المجالس ج1، ص 548 ابن قتيبه، او را در زمره اصحاب علي (ع) ودر زمره كساني كه از وي فقه آموخته اند، برشمرده است (المعارف، ص 230) برقي نيز در رجال خود، وي را ازخواص امام مي داند (التاسيس، ص 242).
منبع:انديشه قم
روابط پسران و دختران جوان، در كشور ما به عنوان يك معضل اجتماعي مطرح است لذا بر اولياي خانه و مدرسه و به تبع آنها مسئولين فرهنگي و اجتماعي لازم است اين مسئله را به طور علمي بررسي نمايند و از هرگونه تصميم احساسي خودداري كرده و با شناخت كامل آسيب ها، زمينه ها و راهكارهاي علمي و تخصصي با اين انحراف برخورد نمايند. زيرا به حكم "ولا تقف ما ليس لك به علم" (اسراء، 36) بايد از پيروي هر چيزي كه بدان علم نداريم پرهيز كنيم. درهر اعتقاد يا عملي كه تحصيل علم ممكن است، پيروي از غير علم حرام است و زماني اقدام و ارتكاب عملي جايز است كه دليل علمي آن را تجويز نمايد. (1) براي بررسي اين معضل با سؤال هايي روبرو هستيم: 1 - چه نوع روابطي، معضل اجتماعي به شمار مي رود؟ 2 - چه آسيب هايي دراين زمينه جوانان ما را تهديد مي كند؟ 3 - زمينه هاي اين روابط آسيب زا چيست؟ 4 - چه راهكارهايي براي پيشگيري و هدايت صحيح وجود دارد؟ در مقاله حاضر كه از انتخاب شده به اين پرسشها پاسخ داده مي شود كه با هم آن را مي خوانيم. روابط آسيب زا ارتباط و برخورد پسران و دختران، امري اجتناب ناپذير است زيرا بديهي است كه در جامعه، كوچه و خيابان، هنگام خريد و هنگام معاشرت ها و... نمي شود ديوار و حائلي بين دو جنس كشيد. هنگامي كه از روابط دختران و پسران به عنوان معضل اجتماعي و آسيب زا ياد مي شود، منظور روابط پنهاني، غيرعادي و ناپخته اي است كه به دور از هرگونه شناخت كافي بوده و به صورت هيجاني، تخيلات و رؤياهاي غيرواقعي صورت مي گيرد. دختران و پسراني كه به منظور جلب توجه جنس مخالف و با هدف دوست يابي از بين آنان، ساعت ها در خيابان ها و اماكن عمومي از گوشه اي به گوشه ديگر مي روند و بدون اينكه به روشني بدانند به دنبال چه چيزي هستند، وقت و انرژي خود را تلف مي كنند. گاهي اوقات افرادي مانند خود را مي يابند و روابط نامتعادلي برقرار مي كنند، لكن در نهايت با احساس سرخوردگي و بيهودگي و نيز احساس بيزاري از خود به خانه باز مي گردند. تعاليم انسان ساز اسلام، اين نوع روابط را نهي مي كند نه اينكه زنان و دختران را از جامعه طرد نمايد و از هرنوع حضور و فعاليت هاي آنان و برخورد و ارتباط زنان و مردان جلوگيري كند. اسلام حفظ حريم ميان زن و مرد، عفت و حياء را مورد تاكيد قرار مي دهد. قرآن كريم يك نمونه از روابط سالم را بيان مي كند؛ دختران حضرت شعيب براي سيراب كردن گوسفندان صبر كردند تا مردان از سيراب كردن گوسفندانشان فارغ شوند و به كناري بروند. (قصص. 23) و هنگامي كه يكي از دختران شعيب از طرف پدر مأمور شد تا حضرت موسي را به خانه دعوت كند با كمال وقار و حياء با موسي سخن گفت (همان. 25) و حضرت موسي نيز بعداز قبول دعوت به دختر شعيب فرمود: راه را به من نشان بده و خودت پشت سر من بيا. براي اينكه ما دودمان يعقوب به زنان نگاه نمي كنيم. (2) اين الگوي شايسته به ما نشان مي دهد كه مي شود زنان و مردان در جامعه با يكديگر برخورد و تعامل داشته باشند و در عين حال حريم يكديگر، حياء و عفت خود را نيز حفظ كنند. آسيب شناسي الف - آسيب رواني: فقدان حريم ميان زن و مرد وآزادي معاشرت هاي بي بند و بار، هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد. غريزه جنسي، غريزه اي نيرومند، عميق و دريا صفت است، هر چه بيشتر اطاعت شود، سركش تر مي گردد؛ همچون آتشي كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند شعله ورتر مي شود. (3) روح بشر فوق العاده تحريك پذير است، اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيري روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. هيچ مردي ازتصاحب زيبا رويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره دلي از هوس سير نمي شود. از طرفي تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام نشدني است و هميشه مقرون است با نوعي احساس محروميت، دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماري هاي رواني مي گردد. (4) حال اگر در سطح جامعه، جاذبه هاي جنسي رواج يابد و دختر و پسر روابطي آزاد داشته باشند، جلوه گري هاي موجود در برخورد و حالات دختران موجب جلب توجه پسران شده، انحراف اذهان و آشفتگي فكر و دل آنها را در پي دارد. البته خود دختران نيز ضربه پذير هستند زيرا چه بسيار دختراني كه سبب شوق دست يابي به نشانه هاي مقبول زيبايي و زنانگي به اختلالات رواني دچار مي شوند. (5) از طرف ديگر اگر در كوچه و خيابان، دلبري مرسوم گردد و جلوه گري، هنر دختران محسوب شود و در روابط دختر و پسر تجاذب و دلبندي به ميان آيد، دختراني كه از زيبايي لازم برخوردار نيستند، در فشار و استرس قرار مي گيرند و هميشه احساس كمبود و حقارت مي نمايند و لطمه هاي جدي بر روح و روان آنان وارد مي شود. آفت ديگر اين است كه افراد در اين نوع روابط كه معمولاً ناپايدار بوده و براساس سودجويي است نه تعهد، به شكست در عشق منتهي مي شوند. و در نتيجه روح لطيف و با نشاط آنها گرفتار افسردگي مي شود. ويل دورانت مي گويد: "زني كه عاشق شد و معشوق خود را از دست داد، ممكن است اين گمشده برايش جبران ناپذير باشد. او روح خود را به تصوير خاصي پيوسته است وهر جا برود خاطراتش او را دنبال خواهند كرد. (6) عشق بازي هاي خياباني قبل از ازدواج، آسيب ديگري نيز دارد وآن اين است كه دائماً از فاش شدن روابط گذشته و تاثير آن بر زندگي آينده دچار تشويش خاطر و نگراني هستند و اين نگراني اثر مخربي بر بهداشت رواني انسان مي گذارد. ب - آسيب اجتماعي: آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماعي است، آلوده كردن محيط كار به لذت جويي هاي شهواني است(7) زيرا از طرفي شخصيت و كرامت زن را در حد يك كالا براي كام جويي مردان تنزل مي دهد و امنيت رواني لازم را براي فعاليت اجتماعي او از بين مي برد، و از طرف ديگر مردان، تمركز حواس و دقت كافي را براي كارهاي خود ندارند. هر چه روابط دختر و پسر ضابطه مند تر شود وجامعه از تحريكات شهواني وجلوه گري هاي جنسي دور گردد، اجتماع سالم تر خواهد شد و افراد جامعه بهتر به كار خود رسيدگي كرده، جوانان در محيط كار، درس و دانشگاه راحت تر خواهند بود و به پيشرفت هاي بيشتري خواهند رسيد. ج - آسيب خانوادگي: معاشرت هاي آزاد و بي حد و مرز در برخي خانواده ها، زمينه بي بند و باري پسران و دختران را فراهم ساخته و ازدواج را به صورت يك وظيفه، تكليف و محدوديت در آورده است. تفاوت جامعه اي كه روابط جنسي را به محيط خانوادگي و كادر ازدواج قانوني محدود مي كند با اجتماعي كه روابط آزاد در آن اجازه داده مي شود اين است كه ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت و در اجتماع دوم، آغاز محروميت و محدوديت است. در سيستم روابط آزاد جنسي، پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي دهد و آن ها را ملزم مي سازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامي به محروميت و انتظار آنان پايان مي بخشد. (8) اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به نهان خانه زناشويي و محيط خانواده و در كادر ازدواج، پيوند زن و شوهري را محكم مي سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر مي شود. پس آسيب اول، بي رغبتي به ازدواج و تشكيل خانواده است. آسيب ديگر همان است كه ويل دورانت مي گويد: "مرد، نگران و مضطرب است كه مبادا كسي پيش از او زنش را تصرف كرده باشد." (9) پسري كه قبل از ازدواج با افراد زيادي ارتباط داشته است، به هنگام ازدواج به هر دختري كه نظر كند، مي پندارد او نيز با پسرهاي متعددي ارتباط داشته و پاك و عفيف نيست و در نتيجه روح بي اعتمادي و سوء ظن در جامعه ا وج مي گيرد و اين همان چيزي است كه قرآن كريم از آن نهي فرموده است (هجرات. 12) بنابر اين روابط آزاد، زمينه ساز بسياري از سوء ظن ها است. نكته ديگري كه در جوامع آزاد و مختلط، خانواده ها را تهديد مي كند اين است كه زن و مرد، همواره در حال مقايسه اند، مقايسه آنچه دارند با آنچه ندارند وآنچه ريشه خانواده را مي سوزاند اين است كه اين مقايسه ها آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مي زند. (10) زمينه ها و راهكارها ما در اين قسمت به عوامل ايجاد كننده اين روابط و راههاي پيشگيري آن مي پردازيم و چون هر زمينه، راهكار مخصوص به خود را دارد، براي حفظ پيوستگي و انسجام مطلب در ذيل هر يك از زمينه ها، راهكار آن را نيز ذكر مي كنيم. 1 - نگاه يكي از زمينه هاي ايجاد روابط ناسالم نگاه مسموم است. براي انساني كه حب شهوات براي او زينت داده شده است (آل عمران. 14) يك نگاه كافي است تا او را از خود بي خود كند ومتحول سازد. نگاه، تيري است از تيرهاي شيطان چه بسا نگاهي كه حسرت هاي طولاني را در پي دارد. (11) لذا حضرت علي (ع) مي فرمايد: "ديده ها شكارگاههاي شيطانند". (12) بعضي "نگاه ها"، ويروس "گناه" منتشر مي كنند، پس فاصله چنداني بين نگاه و گناه نيست. كنار هر گناه دو فرمان است: شيطان مي گويد: "چشم بدوز" خداي رحمان مي گويد: "چشم و ديده فرو بند" تنها راهكار آسودگي دل و برچيدن اين زمينه همان است كه قرآن كريم مي فرمايد: مومنان نگاه خود را از نامحرم بگردانند. "قل للمومنين يغضوا من ابصارهم" (نور. 30) و در روايات نيز آمده است كه كسي كه چشم خود را فرو بندد دل را آسوده كند (13) از پشت به زنان نامحرم نگاه نيفكنيد. (14) از رو به رو به زن نامحرم خيره نشويد. (15) و اگر به طور اتفاقي نگاه به نامحرم افتاد چشم را بگردانيد. (16) و بار ديگر نگاه خود را به وي نيفكنيد. (17) حفظ نگاه مخصوص مردان نيست؛ زليخا اسير نگاه شده بود و زنان مصر با ديدن يوسف دست خود را بريدند(يوسف. 31) لذا قرآن كريم به زنان مومن نيز دستور مي دهد كه چشم را از نگاه به مردان اجنبي فرو بندند (نور. 31) لذا هنگامي كه مردي نابينا خدمت رسول خدا (ص) آمد، آن حضرت از همسران خود خواست كه جلسه را ترك كنند و پشت پرده قرار بگيرند. آنان با تعجب گفتند: "وي كور است." حضرت فرمود: "شما كه كور نيستيد و او را مي بينيد" (18) و الگوي زنان عالم حضرت زهرا(س) فرمودند: "خير زن در آن است كه نه او مردي را ببيند و نه مردي او را ببيند". (19) ز دست ديده و دل هر دو فرياد كه هرچه ديده بيند دل كند ياد بسازم خنجري نيشش ز فولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد(20) 2 - خودآرايي و خودنمايي يكي ديگر از علل گرايش جوانان به جنس مخالف، خودآرايي و خودنمايي است. خودآرايي ناپسند نيست بلكه خودآرايي به قصد خودنمايي در برابر نامحرم ناپسند است زيرا زمينه فساد جوانان است. جوان در اين سن، در برابر هزارها محرك كه قبلا آنها را حس نمي كرد، حساس مي گردد. بعضي از صداها اين حساسيت را بر مي انگيزد... بعضي از حركات اين حساسيت را نيرو مي دهد، بعضي از مناظر در جلب آن بيش از همه مؤثر است، رنگها در فصل عشق، غوغايي برپا مي كند و رنگ سرخ منادي تملك و تصرف است(21) اگر جوان در معرض اين همه محرك هاي قوي قرار بگيرد، درياي شهوت او طوفاني مي شود و "غريزه جنسي، مخصوصا در پسران، تا سر حد وجدان نفوذ كرده و تحريكات شهواني همچون تصادم امواج به ساحل، شروع به مبارزه مي نمايد."(22) قرآن كريم براي برچيدن اين زمينه فساد به زنان مؤمن دستور مي دهد كه در خانه هاي خود بنشينند و مانند زنان جاهليت نخست، خودنمايي نكنند. (احزاب. 33) زينت و آرايش خود را جز آنچه قهرا ظاهر مي شود بر بيگانه آشكار نسازند و بايد سينه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند. (نور. 31) منظور از "زينت زنان" مواضع زينت است زيرا اظهار خود زينت از قبيل گوشواره و دست بند حرام نيست، پس مراد از اظهار زينت، اظهار محل آنهاست (23) زنان مؤمن نبايد پاي خويش را به زمين بكوبند تا آنچه از زينتشان كه پنهان است ظاهر شود. (نور. 31) طبيعي است كه جوان جذب مي شود. جواني از انصار رسول خدا(ص) در كوچه هاي مدينه زني را ديد - در آن زمان، زنان مقنعه را پشت گوش مي انداختند - وقتي زن از او گذشت، او را تعقيب كرد و از پشت او را مي نگريست تا داخل كوچه تنگي شد و در آنجا استخوان يا شيشه اي كه در ديوار بود، به صورت مرد برخورد كرده آن را شكافت، همين كه زن از نظرش غايب شد تازه متوجه گرديد كه خون به سينه و لباسش مي ريزد، با خود گفت: نزد رسول خدا مي روم و جريان را به او خبر مي دهم. رسول خدا از او پرسيد چه شده است؟ جوان جريان را عرض كرد. سپس جبرئيل نازل شد و حفظ حجاب و زينت را بر زنان مسلمان واجب نمود تا مردان مسلمان حفظ شوند. (24) 3 - طنازي در سخن يعني زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند، تا دل او را دچار ريبه و خيال هاي شيطاني نموده شهوتش را برانگيزانند و در نتيجه آن مردي كه در دل بيمار است به طمع بيفتد و منظور از بيماري دل نداشتن نيروي ايمان است، آن نيرويي كه آدمي را از ميل به سوي شهوات باز مي دارد. (25) قرآن كريم براي جلوگيري از روابط ناسالم ميان زنان و مردان مي فرمايد: "نازك و نرم با مردان سخن مگوئيد مبادا آنكه دلش بيمار است به طمع افتد بلكه درست و نيكو سخن بگوييد."(احزاب. 32) يعني سخن معمولي و مستقيم بگوييد، سخني كه شرع و عرف اسلامي (نه هر عرفي) آن را بپسندد و آن سخني است كه تنها مدلول خود را برساند، نه اينكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كني، تا شنونده علاوه بر درك مدلول كلام، دچار ريبه هم بشود(26) تاثير كلام به قدري است كه مولاي متقيان از سلام كردن به زنان جوان خودداري مي كند و مي فرمايد: "مي ترسم از اين كه صداي آنها مرا خوش آيد و از اجرم كاسته شود."(27) 4 - تأخير در ازدواج زن و مرد، مكمل نيازهاي روحي و رواني يكديگرند و هر يك بدون ديگري احساس فقر و نياز مي نمايد. زن به دنبال تقديس از جانب مرد و در آرزوي اين است كه تنها ملكه كاخ عشق و محبتش باشد. (28) و به قول ويل دورانت: زن فقط وقتي زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مايه حيات اوست. (29) و مرد نيازمند كسي است كه قلبش براي او بتپد و با گرمي نگاه و كلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملايمات زندگي اميد بخشد و خلاصه اينكه "هر يك از ما، در جدايي فقط نيمه اي از انسان است و هميشه نگران آن نيم ديگر است"(30) و اين نگراني به آرامش تبديل نمي شود مگر از طريق آن يگانه راهي كه خداوند متعال ترسيم نموده و آسايش انسان را در آن قرار داده است. (روم. 21) تا زماني كه دختر و پسر جوان اين نياز فطري را از راه ازدواج تأمين نكرده و به آرامش رواني نرسيده باشند در معرض خطر هستند لذا رسول خدا(ص) فرمود: آن كس كه ازدواج كند نيمي از دينش را حفظ كرده است." (31) 5 - بستر اجتماعي يك عامل بسيار مهم در ايجاد چنين روابطي، وجود زمينه اي اجتماعي و گاه پنهان در ميان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنين افكاري رايج شود كه داشتن دوست پسر و يا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعي است و يا اين انديشه كه داشتن چنين روابط، نشانه بزرگ شدن است و يا پيداكردن دوست براي يكديگر را بخشي از پيمان دوستي به شمار آورند، روز به روز بر ميزان اين روابط افزوده خواهد شد. براي رهايي از اين زمينه فساد راهكارهايي وجود دارد كه عبارتند از: الف - اصلاح فرهنگ جامعه: اگر چنين افكاري در جامعه رسوخ كرده باشد بر مسئولين فرهنگي جامعه واجب است كه تمام امكانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به كار بگيرند زيرا تا فرهنگسازي درست صورت نگيرد خورده كارها نتيجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت. ب - دقت در انتخاب همنشين: بايد راههاي صحيح دوست يابي را آموزش داد تا جوانان با ديد باز و انديشمندانه همنشين و دوست خود را انتخاب نمايند زيرا رسول خدا(ص) مي فرمايند: "دين و منش هر شخصي، متناسب با دوست و همراه است." (32) 6 - مرحله رشد اريكسون سن 12 - 20 سالگي را مرحله احساس هويت در مقابل سردرگمي هويت مي داند و مي گويد مشكل اين دوره خطر آشفتگي نقش به ويژه هويت جنسي و شغلي نوجوان است. در بعضي موارد جواناني كه قادر به رو در رويي با سردرگمي نقش جنسي و شغلي خود نيستند، هويتي منفي را انتخاب مي كنند و به هويت ها و نقش هايي متكي مي شوند كه به صورت نامطلوب ترين و خطرناك ترين اعمال به آنها عرضه شده است(33) كسي كه احساس پيشرفت و رضايت مندي از هويت، شغل و خانواده خود ندارد به رفتارهاي ناهنجار روي مي آورد كه به اين رفتارها "رفتارهاي جايگزين" مي گويند. يكي از اين رفتارهاي جايگزين، برقراري ارتباطهاي ناسالم است. براي پيشگيري از بروز اين مشكل، بايد به نوجوان و جوان در هويت يابي كمك كرد تا بتواند براي خويشتن، تصويري رضايت بخش و اميدآفرين به دست آورد. انسان بايد يك هويت منسجم داشته باشد زيرا هركس براساس ذات و طبيعت خود عملي انجام خواهد داد(اسراء. 84) عمل انسان مترتب بر شاكله او است به اين معنا كه عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمي است چنانكه در فارسي گفته اند: "از كوزه همان برون تراود كه در اوست" پس شاكله يا هويت نسبت به عمل، نظير روح جاري در بدن است. (34) بنابراين بر والدين و مسئولين تعليم و تربيت واجب است كه در راه "هويت يا بي جنسي" به جوانان كمك كنند تا تصوير روشني از جنسيت خود و نقش هاي مربوط به آن، برخوردهاي اجتماعي و دوستي دختران و پسران و عشق و امثال آن پيدا كنند. 7 - عدم تقيد خانواده به مسائل ديني جوانان اولين برخوردها و معاشرت هاي ناسالم و مختلط را در خانه تجربه مي كنند. فرهنگ خانواده است كه حد و مرزها را به فرزندان مي آموزد. اگر خانواده ها حدود شرعي را در روابطشان مراعات نكنند، ديگر چه انتظاري از جوانان با آن شرايط روحي و هيجاني مي توان داشت لذا قرآن كريم مي فرمايد: "اي مومنان! خود و خانواده خويش را از آتش دوزخ نگاه داريد."(تحريم. 6) يعني خود و زن و بچه خود را تعليم خير دهيد و ادب نماييد. (35) و در نگهداري خانواده همين بس كه به آنها امر كنيد بدان چه كه خدا امر كرده و نهي كنيد از آنچه خدا نهي كرده است. (36) 8 - بي توجهي به نيازهاي جوانان در خانه جوانان به محبت، برقراري صميميت، تنوع، تفريح و هر چيزي كه شور و نشاط آنان را حفظ كند، نيازمند هستند. اگر والدين اين نيازها را تأمين نكنند، خود آنان دست به كار مي شوند و از آنجا كه معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل مي كنند، از هر طريقي براي رفع نياز خود اقدام مي كنند. نكته ديگري كه بايد به آن توجه داشت، پرهيز از بيكاري است. خداوند متعال به پيامبر گرامي اسلام(ص) توصيه مي فرمايد: "هنگامي كه از كار مهمي فارغ شدي خود را به كار ديگري مشغول كن"(انشراح. 7) والدين بايد براي اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند. فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و تفريحي علاوه بر اينكه آنها را از بسياري از فسادها حفظ مي كنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است. والدين در برخورد با جوانان بايد طريق اعتدال را پيش بگيرند و از هرگونه افراط، تفريط، برخورد خشك، خشن و انعطاف ناپذير خودداري كنند. و در ضمن نظارت و كنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهاي آنان، شخصيت و حريم خصوصي آنان راحفظ نمايند زيرا اگر شخصيت او از بين برود و عزت و كرامتي نداشته باشد، هيچ اميد خيري در او نيست. (37) و از سرزنش و ملامت نيز پرهيز كنند كه آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر مي كند. (38) 9 - رسانه يكي ديگر از عوامل زمينه ساز روابط دختر و پسر رسانه ها اعم از صدا و سيما، نشريات، اينترنت و ماهواره است كه بررسي ميزان تأثير آنها و چگونگي مقابله با آنها به تدوين مقاله اي مستقل نياز دارد.
پي نوشت ها
1) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 13، ص 126 - . 127 2) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 16، ص. 38 3) مرتضي مطهري، مسئله حجاب، ص. 69 4) همان، ص. 72 5) خانم دكتر سعداوي، چهره عريان زن، ص 168؛ ر. ك: مقدمه اي بر روانشناسي زن ص. 110 6) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 146 7) مرتضي مطهري، مسئله حجاب، ص. 78 8) مرتضي مطهري، مسئله حجاب، ص. 75 9) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 141 10) حداد عادل، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، ص. 69 11) وسايل الشيعه، ج 14، ص. 138 12) منتخب ميزان الحكمه، ترجمه شيخي، ج 2، ص 999، حديد. 6129 13) مستدرك الوسائل، ج 14، ص. 271 14) همان، ص. 274 15) الترغيب و الترهيب، ج 3، ص 35، حديث. 6 16) مسند احمد، ج 4، ص. 358 17) بحارالانوار، ج 104، ص. 36 18) مسند احمد، ج 6، ص. 296 19) بحارالانوار، ج 43، ص. 54 20) بابا طاهر عريان. 21) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 128 22) محمدتقي فلسفي، گفتار فلسفي (جوان) ، ص. 307 23) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 15، ص. 156 24) كافي، ج 5، ص 521، حديث. 5 25) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 16، ص. 461 26) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 16، ص. 461 27) شيخ حر عاملي، آداب معاشرت، ص. 67 28) مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص. 148 29) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 141 30) ابوالقاسم مقيمي حاجي، جوانان و روابط، ص 7، به نقل از لذات فلسفه. 122 31) ميزان الحكمه، ج 4، ص 272، حديث. 7807 32) ميزان الحكمه ، ج 5، ص 297، حديث. 10221 33) روانشناسي رشد (2) ، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، ص. 782 34) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 13، ص. 262 35) الدر المنثور، ج 6، ص. 244 36) كافي، ج 5، ص. 62 37) شرح غرر و درر، آمدي، ج 1، ص. 394 38) ميزان الحكمه ، ج 8، ص 485، حديث. 17831