
نمیدانم چقدر درباره اهمیت توجه به تربیت صحیح کودک در جامعه حاضر اندیشیده اید ؟ آیا شما روش مشخصی را دنبال میکنید یا اینکه هر روز هر چه پیش آید را بررسی و روش دلخواه خود را انتخاب میکنید ؟
بنظرم موضوع رشد کودک و نهایتا وارد شدن وی به جامعه باید از ابتدا دغدغه مهمی برای والدین باشد و برنامه ریزی مشخصی برای این موضوع بر اساس الگو های دینی و هنجار های جامعه داشته باشند . از آن جايي كه كودكان در سني هستند كه بيش ترين آمادگي را براي پرورش درست اخلاقي دارا مي باشند و نقش زدن بر لوح سپيد جانشان همانند كندكاري بر سنگ ها از قابليت ماندگاري برخوردار مي باشد، بر آموزش و پرورش كودكان تاكيد زیادی شده است.
توجه به رعایت هنجار های صحیح و اخلاق فردی و اجتماعی در روند تربیت کودک از مهمترین مواردی است که به ذهنم خطور میکند . شاید برخی والدین با معنی هنجار آشنایی تخصصی ای نداشته باشند . هنچارها امور رفتاري هستند كه موازين و معيارهاي عقلاني و عقلايي و شرعي آن را پسنديده و نيك دانسته اند و جامعه متوقع است كه شخص آن ها را در رفتارهاي اجتماعي ملاحظه كند و محترم شمارد.
البته باید دقت کرد که منظور از بهره گیری از الگو ها استفاده از رفتار های سنتی محض و یا مبتنی بر تاریخ نیست . انسان ها در جوامع که ویژگی این جوامع نو گرایی است همواره با شیوه ها و مفاهیم نو برخورد میکنند که نیاز به تامل در آنها احساس میشود . نکته مهم اینست , آن جايي كه شرايط همواره در حال تغيير است والدین در شرايطي به سر مي بردند و مي برند كه با شرايط كودكان تفاوت هاي حتي ماهوي مي يابد از آن روست كه مي بايست در حوزه آداب توجه به شرايط نوشونده شود و به جاي آموزش آداب خود آداب عصر كودكان و يا حتي فراتر مورد توجه قرارگيرد.
برای عرایض پایانی ذکر این نکته را خالی از لطف نمیدانم که مي بايست در آموزش كودكان به آن چه در عصر و زمانه آنان مهم است توجه شود تا كودكان به آساني و راحتي در جامعه وارد شوند و جامعه نيز پذیرای انان باشد و در اموري اجتماعي دچار مشکل نشوند .

مهمترین نیاز یک کودک اهمیت به محیطی مملو از شور و محبت است . یکی از مهمترین تاکیدات دین مبین اسلام که در رفتار پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) همواره به چشم میخورد توجه به این مهم و مدارا با کودکان بوده است .
در این پست " زندگی اسلامی " قصد دارم 5 کلید طلایی برای برقراری ارتباط گرم با کودکان به شما هدیه دهم . همواره توجه کنید که برای شاد بودن، به ثروت و دارایی فراوان نیازی نیست، بلکه میتوان با سادهترین وسایل و امکانات نیز کودکان را شاد کرد.
1. پای صحبت فرزندان خود بنشینید و درباره آرزو ها و خواسته های آنان تامل کنید
2. شرایطی را فراهم کنید تا استعداد کودک شکوفا شود . نوآوری را به او بیاموزید .
3. مشوق خوبی برای فرزندان باشید و در این راه از هیچ ابزاری کوتاهی نکنید .
4. از ابتدا اموری چون صدقه , کمک به همنوع و یاری را در کودک خود زنده کنید .
5. بازی با کودک در هر حال حتی در اوج خستگی را فراموش نکنید .
موفق باشید.

نرمی و ملایمت در روابط بين والدين و فرزندان اساس روابط مناسب در خانواده است. در کتاب الحدیث جلد 3 صفحه 110 میبینیم «و لا تقسروا اولادکم علي آدابکم...» به عبارت دیگر والدين بايد در برخورد با فرزندان شيوه اى ملايم و به دور از جبر, تندي و خشونت در پيش گيرند.اگر نگاهی به حدیث «و لا يرهقه و لا يخرق به» در جلد 15، صقحه 200 وسائل الشيعة، نیز بیندازیم موضوع فوق برای ما روشن تر میشود . در عين حال، والدین باید تلاش كنند با فرزندان خود برخورد منصفانه ای داشته باشند. با گذشت های بجا از خطاهاى آنها چشم پوشى كنند. در این خصوص «يقبل ميسوره و يتجاوز عن معسوره» در جلد 15، صقحه 200 کتاب وسائل الشيعه، اشاره جالبی به این الگوی اسلامی در خانواده ها دارد . و در مجموع، والدين بايد بسيار تلاش کنند تا روابط فرزندان با آنها به تندى و جدايى كشيده نشود.
بنظرم کودکان مسلمان یکی از بهترین نمونه های قابل بیان در این سنین میباشند که با تفکرات دینی خود زیبایی یک زندگی دینی را هویدا میکنند .وَ قَضی رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانًا إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَّبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرًا. (سوره اسراء. آیه های 23 و 24) این آیات پر محتوا خود گویای کامل ترین الگو های اسلامی در برخورد با والدین است .در خصوص فرزندان اشارات فراوانی را میتوان مطرح نمود که به برخی از این الگو ها اشاره میکنم . در قران حتی اف گفتن به والدین بشدت نهی شده است . فرزندان بايد با والدين برخوردي نرم و با ملاطفت داشته باشند و حتى در شرايطى كه والدين به آنها ظلمى كرده اند، برخورد مناسب را ادامه دهند احترام به والدين به حدى است كه حتى فرزندان در امور مهمى مانند مسائل دينى نيز نبايد با آنها تندي كنند . آیه 15 از سوره مبارک لقمان کاملترین مصداق این مهم است که برای شما انتخاب نموده ام : وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا (و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن)
تابستان رسید و مجداا بحثی بنام " اوقات فراغت " داغ شد . تا کنون فکر کردید اوقات فراغت به چه معناست ؟
فراغت از کار , فراغت از علم , فراغت از تفریح , فراغت از خانواده , فراغت از مطالعه یا .... .
به نظرم اصولا برای صحبت کردن در این زمینه باید ابتدا جوابی برای سوال اولم یافت . با توجه به نوع برنامه ریزی ها در این ایام اولین نکته ای که به ذهن ما خطور میکند فرافت از تحصیل است . چرا که بیشتر برنامه ریزی ما در این ایام برای کودکان و نوجوانان است .
بنظرم دید ما به اوقات فراعت در این قشر کمی باید محتاطانه تر و دقیق تر باشد .در زمانه كنونی مفهوم اوقات فراغت و چگونگی گذراندن آن برای نسل های مختلف تغییر كرده است. البته به مرور زمان این فرآیند ها کمی بهبود یافته و جهت دهی بهتری نسبت به گدشته داشته اما بد نیست کمی در مورد آن صحبت کنیم .
نکته مهمی که میخواهم در این مطلب بیشتر از هر عنوان دیگری درباره ان صحبت کنم درباره اهمیت برنامه ریزی برای اوقات فراغت برای تمام سنین در این ایام است .
در اینصورت موضوع کمی حاد تر میشود . اگر در این ایام تمام توجه خود را به کودکان و بعضا تنها تفریح و سرگرمی انان کنیم مشکلات عدیده ای در انتظار اینده نوجوان ما خواهد بود . در ایران مطالعه کتاب، روزنامه و مجلات آن قدر کم است که می توان به کلی انکارش کرد همین یک موضوع جای بحث بسیاری دارد . در دوران تحصیل اغلب نسبت به مطالعه آزاد فرزندان سخت گیری نمیکنیم تا مبادا به تحصیل انها لطمه وارد شود . یکی از بهترین برنامه ریزی ها در این ایام لزوم فرهنگ سازی کتابخوانی برای فرزندان است .برای فرهنگ سازی در این زمینه در خانواده راه حل هایی را پیشنهاد میکنم :
- بگذارید فرزندتان ببیند که شما می خوانید
-درباره ی مطالب مورد علاقه ی خود در خانواده صحبت کنید
- در خانه مطالب خواندنی داشته باشید
- مجلات کودکان را مشترک شوید این کار به اجتماعی شدن و بروز بودن فرزندانتان کمک خواهد کرد .
-زمینه ای ایجاد کنید تا نوجوانتان به موضوعی کنجکاو شده و به سوی مطالعه برود .
- محیط مناسبی برای خواندن فراهم کنید
- تفاوت های بین بچه ها را به رسمیت بشناسید و نظر خود را در مطالعه اجبار نکنید.
برخی از والدین در این میان تنها راه کار را در ثبت نام فرزندان در کلاس های گوناگون میابند ! اینکه «اساساً آیا این کار لزومی دارد یا نه؟» و «چند ساعتی که در روز وقف این کلاس ها می شود، آیا برای فرد مفید است یا نه؟» سؤال هایی هستند که کمتر کسی به آنها فکر می کند.
عده ای از كارشناسان جهت گیری اوقات فراغت به یك مدت زمان محدود در تابستان را اشتباه دانسته و بر این اعتقادند كه اوقات فراغت و نحوه سپری كردن آن فقط به این فصل محدود نمیشود. به نظر من اهمیت به این موضوع در دراز مدت تاثیر بسزایی بر فرهنگ عمومی آن جامعه خواهد داشت .
مدیریت زمان را از یاد نبریم ! در مدیریت اوقات فراغت به اموری که در گذشته کمتر به انها توجه نموده ایم بیشتر اهمیت دهیم . ورزش , مطالعه و... تنها قسمتی از این برنامه ریزی ما خواهد بود ...
رسول خدا(ص) مى فرمايد:
دختران باكره مانند ميوه هاى روى درختانند اگر بموقع چيده نشوند, اشعه آفتاب آنها را فاسد مى كند و وزش باد آنها را پراكنده مى سازد; همچنين دختران وقتى به حد بلوغ رسيدند و مانند زنان, در خويشتن تمايل جنسى احساس كردند, دارويى جز ازدواج ندارند و اگر همسر نگيرند, از فساد ايمن نيستند, چرا كه بشرند و بشر از خطا و لغزش مصون نيست.))
در اين حديث, حضرت(ص) تشبيه بسيار لطيف و دقيقى فرموده است. همانطور كه ميوه نه در زمانى كه كال و نارس است, بايد چيده شود و نه زمانى كه بپوسد و فاسد شود, دخترى كه نتواند شوهر را درك كند و از وظايف همسردارى عاجز باشد و نتواند قبول مسووليت كند, ميوه كال و نارسى است كه هنوز بايد روى درخت (خانه پدر) بماند تا گذشت زمان او را رسيده و شيرين كند و باز اگر دخترى نشاط و طراوت جوانى را از دست بدهد و ازدواج نكند, در حقيقت همان ميوه روى درخت مانده اى است كه هر چه بيشتر بماند بر افسردگى و پژمردگيش افزوده مى شود.
خانم ... از اهواز براى ما مى نويسد:
((هفده ساله بودم. كاردانى, هنرمندى و مديريت من زبانزد همه بود. پس از برگشتن از مدرسه و انجام تكاليف خود به كمك مادرم مى شتافتم ... نزديك به پايان دوره متوسطه بودم كه خواستگارانى به منزل ما رفت و آمد مى كردند, اما همه آنها با يك پاسخ روبرو مى شدند: ((نه, دختر ما هنوز كم سن است, ما آمادگى نداريم و ...)) چند سالى همينطور گذشت تا اينكه برادرم شهيد شد, شهادت او آنچنان پدر و مادرم را داغدار كرد كه از آينده من غافل شدند. سن من بالا رفته و اضطراب و افسردگيهايم افزايش يافته است, آينده ام نامعلوم است; اكنون كه 27 سال دارم, كمتر كسى به خواستگاريم مىآيد, احساس مى كنم كه نياز به پشتوانه روحى و همسرى دارم كه به او محبت كنم و از او محبت ببينم ... از شما مى خواهم به پدران و مادران سفارش كنيد تا نيازهاى روحى ـ روانى فرزندانشان را دريابند و از سختگيريها و پندارهاى نادرست پرهيز كنند.))
آنزمان که سر بر سجده گاه بندگی خداوند پاک و متعال می نهیم،در خود چه حسی داریم؟می دانیم که در سایه سار لطف بیکرانش از فرش به عرش می رسیم...
همه ما بندگان اوییم و در برابر معبود بی همتای خود خاضعانه سر تسلیم فرود می اوریم.
امروز تصمیم گرفتم که با ذکر احادیثی از رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار، کمی به موضوع خضوع و خشوع بپردازم تا با یادآوری این نکات راجع به یکی از زیباترین صفات انسانی کمی بیندیشیم.
در منابع شیعه و اهل سنت احادیث فراوانی در مورد تواضع به چشم میخورد که بعضی در باره اهمیت تواضع است و بعضی در باره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن میباشد.
در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبی در روایات آمده:
1- در حدیثی از رسول خدا(ص) میخوانیم: روزی فرمود: «مالی لااری علیکم حلاوة العبادة؟! قالوا و ما حلاوة العبادة؟ قال التواضع!; چه میشود که شیرینی عبادت ر در شما نمیبینم؟ عرض کردند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواشع است!» (1)
ناگفته پیداستحقیقت عبادت نهایتخضوع در برابر پروردگار است. کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است.
2- در حدیث دیگری از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة; بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است». (2)
3- از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که فرمود: «التواضع نعمة لایحسد علیها; تواضع نعمتی است که سبب حسادت دیگران نمیشود». (3)
معمولا هر نعمتی نصیب انسان میشود مزاحمتهای حسودان افزوده میگردد و گاه این حسادت چنان فضای زندگی را تنگ میکند که زندگی بر صاحب نعمت مشکل میشود، ولی تواضع از این قاعده کلی مستثنی است، نعمتی است که حسادت حسودان را برنمیانگیزد.
این بحث دامنهدار را با حدیث دیگری از نبی اکرم(ص) پایان میدهیم:
4- «یباهی الله تعالی الملائکة بخمسة: بالمجاهدین، والفقراء، والذین یتواضعون لله تعالی، والغنی الذی یعطی الفقراء و لایمن علیهم، و رجل یبکی فی الخلوة من خشیة الله عز و جل; خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات میکند: مجاهدان(راه خدا)، فقرا(و نیازمندانی که دین خود را به دنیا نمیفروشند) و آنها که به خاطر خدا تواضع میکنند و ثروتمندانی که بی منتبه مستمندان کمک مینمایند و کسی که در خلوت از خوف خدا گریه میکند!» (4)
در باره ثمرات و آثار مثبت تواضع نیز روایات فراوانی از معصومین به ما رسیده است که چند حدیث پر معنی را در ذیل میآوریم:
در حدیثی از امام امیرالمؤمنین(ع) میخوانیم: «ثمرة التواضع المحبة و ثمرة الکبر المسبة!; میوه درخت تواضع محبت است و میوه(شوم) تکبر دشنام و ناسزاگویی مردم است!» (5)
در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: «بخفض الجناح تنتظم الامور!; با تواضع و محبت کارها نظم و سامان مییابد!» (6)
روشن است که نظم جامعه جز در سایه همکاری و همدلی حاصل نمیشود و همکاری و همدلی مردم در صورتی ممکن است که شخص مدیر نخواهد خود را بر آنها تحمیل کند و یا فخرفروشی کند و خود را برتر از دیگران قلمداد نماید، همیشه مدیرانی موفق هستند که در عین قاطعیت متواضع و پر محبتباشند.
در حدیث دیگری از رسول خدا(ص) میخوانیم: «التواضع لایزید العبد الا رفعة فتواضعوا یرفعکم الله!; تواضع جز بزرگی بر انسان نمیافزاید پس تواضع کنید تا خداوند شما را بلند مقام سازد!». (7)
گاه چنین تصور میشود که تواضع انسان را کوچک میکند در حالی که این یک برداشتسطحی و نادرست است، همواره میبینیم افراد متواضع در جامعه مورد احترام و دارای عظمت و شخصیت هستند و تواضع بر منزلت آنها میافزاید.
از احادیث اسلامی استفاده میشود که تواضع شرط قبولی عبادات و طاعات است، از جمله در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «التواضع اصل کل خیر نفیس و مرتبة رفیعة... و من تواضع لله شرفه الله علی کثیر من عباده... و لیس لله عز و جل عبادة یقبلها و یرضیها الا و بابها التواضع، و لایعرف ما فی معنی حقیقة التواضع الا المقربون المستقلین بوحدانیته، قال الله عز و جل و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما...; تواضع ریشه هر کار نیک و با ارزش است و مقام والایی است... و هر کس برای خدا تواضع کند خداوند او را بر بسیاری از بندگانش شرافت میبخشد... و هیچ عبادتی برای خدا مورد رضا و قبول نخواهد بود مگر اینکه باب آن تواضع است و حقیقت تواضع را جز مقربانی که مستقل در وحدانیتخداوندند درک نمیکنند، خداوند عز و جل میفرماید: بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که در زمین با تواضع راه میروند و هنگامی که جاهلان آنها را(با سخنان نامناسب) خطاب کنند، به آنها سلام میگویند(و با بی اعتنایی میگذرند).» (8)
این سخن را با حدیثی که از حضرت مسیح(ع) نقل شده است پایان میدهیم. فرمود: «بالتواضع تعمر الحکمة لابالتکبر، کذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل!; به وسیله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد میشود نه با تکبر، همان گونه که زراعت در زمین نرم و هموار میروید نه بر روی کوه!» (9)
کوتاه سخن اینکه: تواضع هم در زندگی علمی و فرهنگی انسان اثر میگذارد(چرا که افراد متکبر به خاطر تکبرشان از رسیدن به حق محجوبند) و هم در زندگی اجتماعی(چرا که افراد متواضع از محبوبیت فوقالعادهای در اجتماع بهره میگیرند و همه مردم برای آنها احترام خاصی قائلند) و هم در رابطه انسان با خدا مؤثر است چرا که روح عبادت، تواضع و کلید قبولی آن فروتنی است.
در مورد نشانههای تواضع نیز روایات جالبی در منابع اسلامی وارد شده است، در حدیثی از امام علی بن ابی طالب(ع) میخوانیم: «ثلاث هن راس التواضع: ان یبدء بالسلام من لقیه، و یرضی بالدون من شرف المجلس، و یکره الریا و السمعة; سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر ریا و سمعه را ناخوش دارد.» (10)
در بعضی از روایات نشانههای دیگری نیز بر آن افزوده شده است، از جمله: ترک «مراء» و «جدال» یعنی انسان به خاطر برتریجویی با دیگری بحث نکند و دیگر عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند. (11)
منابع:
1- تنبیه الخواطر(مطابق نقل میزان الحکمه، جلد 4، حدیث 21825); محجة البیضاء، جلد6، صفحه 222.
2- بحارالانوار، جلد 72، صفحه119، حدیث 5.
3- تحف العقول، صفحه363.
4- مکارم الاخلاق، صفحه 51.
5- غررالحکم، 4614 -4613.
6- غررالحکم، 4302.
7- کنزالعمال،5719.
8- بحارالانوار، جلد 72، صفحه 121.
9- همان مدرک، جلد 2، صفحه 62.
10- کنزالعمال، حدیث8506.
11- اصول کافی، جلد 2، صفحه 122، حدیث6.