‏نمایش پست‌ها با برچسب خانواده سالم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خانواده سالم. نمایش همه پست‌ها
توصیه اکید من اینست که با همسر خود با تواضع و به نرمی برخورد کنید خوش اخلاقي افراد خانواده نسبت به يکديگر و جملگي نسبت به ديگران، زندگي را برايشان شيرين مي کند، سبب محبوبيت مي گردد، دوستان را بيشتر مي کند، از دشمنان مي کاهد و به تعبير امام علي عليه السلام: «بحسن الخلق يطيب العيش»(8) باخوش خلقي، زندگي، خوش و نيکو مي گردد. صدا کردن همسر با عنوانی که بيشتر به آن تمایل دارد ، تاثیر بسزایی در ارتفای محبت بین زن و شوهر بجا خواهد گذاشت و در این رابطه نبی اسلام (ص) فرموده اند :« ثَلاث يضفين ود المَرء لاخيه المُسلم يلقاه بالبشر اذا لقيه و يوسع له فى المَجلس ِاذا جلس اليهِ وَ يَدعوه ِباحب الاَسماء اليه; (مناقب خوارزمى، صفحه 354 ) سه چيز دوستى و محبت‏ بين دو مسلمان را افزايش داده 1. هنگام ملاقات، با خوشرويى و چهره‏اى گشاده برخورد کند. 2. اگر مى‏خواهد در کنار او بنشيند برايش جا باز کند. 3. به بهترين نامى که دوست دارد او را صدا بزند.»

سعی کنیم الگو های دینی را که موجب تقویت بیان خانواده است را با جدیت در خانواده خود دنبال کنیم . خوش خلقی و ابزار محبت و علاقه , نوع بیان مناسب خواسته ها و صحبت نمودن و صدا زدن افراد با لحن خوشایند تاثیر بی نظیری بر زندگی برگرفته از الگو های دینی شما دارد . قدر لحظه ها را بیشتر بدانیم .


مهمترین نیاز یک کودک اهمیت به محیطی مملو از شور و محبت است . یکی از مهمترین تاکیدات دین مبین اسلام که در رفتار پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) همواره به چشم میخورد توجه به این مهم و مدارا با کودکان بوده است .
در این پست " زندگی اسلامی " قصد دارم 5 کلید طلایی برای برقراری ارتباط گرم با کودکان به شما هدیه دهم . همواره توجه کنید که برای شاد بودن، به ثروت و دارایی فراوان نیازی نیست، بلکه می‏توان با ساده‏ترین وسایل و امکانات نیز کودکان را شاد کرد.










1. پای صحبت فرزندان خود بنشینید و درباره آرزو ها و خواسته های آنان تامل کنید
2. شرایطی را فراهم کنید تا استعداد کودک شکوفا شود . نوآوری را به او بیاموزید .
3. مشوق خوبی برای فرزندان باشید و در این راه از هیچ ابزاری کوتاهی نکنید .
4. از ابتدا اموری چون صدقه , کمک به همنوع و یاری را در کودک خود زنده کنید .
5. بازی با کودک در هر حال حتی در اوج خستگی را فراموش نکنید .

موفق باشید.

نرمی و ملایمت در روابط بين والدين و فرزندان اساس روابط مناسب در خانواده است. در کتاب الحدیث جلد 3 صفحه 110 میبینیم «و لا تقسروا اولادکم علي آدابکم...» به عبارت دیگر والدين بايد در برخورد با فرزندان شيوه اى ملايم و به دور از جبر, تندي و خشونت در پيش گيرند.اگر نگاهی به حدیث «و لا يرهقه و لا يخرق به» در جلد 15، صقحه 200 وسائل الشيعة، نیز بیندازیم موضوع فوق برای ما روشن تر میشود . در عين حال، والدین باید تلاش كنند با فرزندان خود برخورد منصفانه ای داشته باشند. با گذشت های بجا از خطاهاى آنها چشم پوشى كنند. در این خصوص «يقبل ميسوره و يتجاوز عن معسوره» در جلد 15، صقحه 200 کتاب وسائل الشيعه، اشاره جالبی به این الگوی اسلامی در خانواده ها دارد . و در مجموع، والدين بايد بسيار تلاش کنند تا روابط فرزندان با آنها به تندى و جدايى كشيده نشود.

بنظرم کودکان مسلمان یکی از بهترین نمونه های قابل بیان در این سنین میباشند که با تفکرات دینی خود زیبایی یک زندگی دینی را هویدا میکنند .وَ قَضی رَبُّکَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانًا إِمّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریمًا وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَّبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرًا. (سوره اسراء. آیه های 23 و 24) این آیات پر محتوا خود گویای کامل ترین الگو های اسلامی در برخورد با والدین است .در خصوص فرزندان اشارات فراوانی را میتوان مطرح نمود که به برخی از این الگو ها اشاره میکنم . در قران حتی اف گفتن به والدین بشدت نهی شده است . فرزندان بايد با والدين برخوردي نرم و با ملاطفت داشته باشند و حتى در شرايطى كه والدين به آنها ظلمى كرده اند، برخورد مناسب را ادامه دهند احترام به والدين به حدى است كه حتى فرزندان در امور مهمى مانند مسائل دينى نيز نبايد با آنها تندي كنند . آیه 15 از سوره مبارک لقمان کاملترین مصداق این مهم است که برای شما انتخاب نموده ام : وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا (و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن)


در پست های مختلفی در وبلاگ اشاره به اهمیت زندگی در قالب یک خانواده سالم و اهمیت این موضوع از دید اسلام عزیز پرداخته ام . جایگاه این مسئله بقدری است که مایلم بیشتر درباره آن صحبت کنم . اگر بخواهیم " الگو " هایی را برای این خانواده از دیدگاه دین مطرح کنیم باید بگوییم که در خانواده سالم از دید اسلام براي هر عضو خانواده فرصت مناسبي وجود دارد که بتواند با ديگران دور هم جمع شوند و زماني را با يکديگر سپري کنند. اعضاي خانواده با مشارکت در اين لحظه ها، احساس مي کنند عضو خاص و پذيرفته شده خانواده هستند. البته فقط با هم بودن، آن هم به مدت طولاني به معني ارزشمند بودن آن زمان نيست بلکه والدين و فرزندان در آن لحظه به تبادل فکرها، احساس ها و عقايد خود مي پردازند. در چنين خانواده هايي به فعاليت هاي تفريحي شادي بخش، بازي و سرگرمي، به اندازه فعاليت هاي مسئولانه اي از قبيل امور روزمره خانه داري، وظايف خانوادگي، کارهاي مدرسه و مشاغل خارج از خانه، اهميت و ارزش داده مي شود. خانواده سالم احساس هاي يکديگر را مي پذيرند و نه تنها اجازه مي دهند که اين احساس ها ابراز شوند بلکه يکديگر را تشويق مي کنند تا افزون بر بروز احساس هاي غم و خشم، دامنه وسيعي از احساس ها، نشان داده شوند.


معتقدم از ديدگاه اسلام، روابط صادقانه و گذشت بجا , بيش از هر ويژگى ديگر به كارآمدى مناسب و مطلوب خانواده كمك مى كند. مدارا نیز نوعى گذشت است .


اگر کمی به نوع نگرش و ساختارقوانین اسلامی توجه کنیم مشاهده خواهیم نمود که برای انسان ها حقيقتاً يك شيوه زندگي است.ساختار محكم و استوار زندگي خانوادگي در اسلام كه بر پایه مجموعه ای برای رشد عشق , محبت , هدایت صحیح غرایز و آرامش است, باعث استحكام اين ارزش‌ها شده و موجب مي‌شود بيش از عادات و رسوم غربي دوام بياورند اين‌ها همه بر اساس تعاليم قرآني و رواياتي از زندگي حضرت محمد (ص) و ائمه هستند كه از نسلي به نسل ديگر منتقل شده‌اند.
در نظر داشتن این موضوع را ضروری میدانم که اسلام توجه ویژه ای به بستر خانواده به عنوان مهمترین مرکز رشد کودک و شکل گیری تفکرات و درون خداجو دارد . اهمیت به وظایف پدر و مادر در شکل گیری شخصیت دین محور فرزندان و نیز نقش فرزندان در دستگیری از والدین و تکریم انها, خود از مهمترین بخش های زندگی اسلامی در خانواده دینی ما میباشد . علاوه بر اين نكات خانواده بهترين مكاني است كه مي‌تواند كودك را با وظايف ديني خود آشنا كند بارها ديده‌ايم كه كودك هنگام عبادت مي‌خواهد از پدر و مادرش تقليد كند به او يك جانماز داده مي‌شود و اگرچه ممكن است بار اول بيش از چند دقيقه تاب نياورد اما خواهد آموخت كه چگونه نماز بخواند و به آن نظم و ريتم روزانه‌اي كه اسلام در نظر دارد عادت خواهد كرد .
در پایان تاکید میکنم رشد کودکان در خانواده بيشتر متأثر از ارزش گذاري ها و گرايش ها ي اخلاقي ، عاطفي و اجتماعي است . از اين رو خانواده به عنوان يکي ازعوامل مؤثر در رشد ، در صدر توجه دین مبین اسلام قرار دارد.در انتخاب الگوهای زندگی نهایت وسواس را بر اساس آموزه های دینی خود بکار گیریم تا تاثیر شگرف آنرا در زندگی و خوشبختی خانواده خود احساس کنیم .
تابستان رسید و مجداا بحثی بنام " اوقات فراغت " داغ شد . تا کنون فکر کردید اوقات فراغت به چه معناست ؟
فراغت از کار , فراغت از علم , فراغت از تفریح , فراغت از خانواده , فراغت از مطالعه یا .... .
به نظرم اصولا برای صحبت کردن در این زمینه باید ابتدا جوابی برای سوال اولم یافت . با توجه به نوع برنامه ریزی ها در این ایام اولین نکته ای که به ذهن ما خطور میکند فرافت از تحصیل است . چرا که بیشتر برنامه ریزی ما در این ایام برای کودکان و نوجوانان است .
بنظرم دید ما به اوقات فراعت در این قشر کمی باید محتاطانه تر و دقیق تر باشد .در زمانه كنونی مفهوم اوقات فراغت و چگونگی گذراندن آن برای نسل های مختلف تغییر كرده است. البته به مرور زمان این فرآیند ها کمی بهبود یافته و جهت دهی بهتری نسبت به گدشته داشته اما بد نیست کمی در مورد آن صحبت کنیم .
نکته مهمی که میخواهم در این مطلب بیشتر از هر عنوان دیگری درباره ان صحبت کنم درباره اهمیت برنامه ریزی برای اوقات فراغت برای تمام سنین در این ایام است .
در اینصورت موضوع کمی حاد تر میشود . اگر در این ایام تمام توجه خود را به کودکان و بعضا تنها تفریح و سرگرمی انان کنیم مشکلات عدیده ای در انتظار اینده نوجوان ما خواهد بود . در ایران مطالعه کتاب، روزنامه و مجلات آن قدر کم است که می توان به کلی انکارش کرد همین یک موضوع جای بحث بسیاری دارد . در دوران تحصیل اغلب نسبت به مطالعه آزاد فرزندان سخت گیری نمیکنیم تا مبادا به تحصیل انها لطمه وارد شود . یکی از بهترین برنامه ریزی ها در این ایام لزوم فرهنگ سازی کتابخوانی برای فرزندان است .برای فرهنگ سازی در این زمینه در خانواده راه حل هایی را پیشنهاد میکنم :
- بگذارید فرزندتان ببیند که شما می خوانید
-درباره ی مطالب مورد علاقه ی خود در خانواده صحبت کنید
- در خانه مطالب خواندنی داشته باشید
- مجلات کودکان را مشترک شوید این کار به اجتماعی شدن و بروز بودن فرزندانتان کمک خواهد کرد .
-زمینه ای ایجاد کنید تا نوجوانتان به موضوعی کنجکاو شده و به سوی مطالعه برود .
- محیط مناسبی برای خواندن فراهم کنید
- تفاوت های بین بچه ها را به رسمیت بشناسید و نظر خود را در مطالعه اجبار نکنید.

برخی از والدین در این میان تنها راه کار را در ثبت نام فرزندان در کلاس های گوناگون میابند ! اینکه «اساساً آیا این کار لزومی دارد یا نه؟» و «چند ساعتی که در روز وقف این کلاس ها می شود، آیا برای فرد مفید است یا نه؟» سؤال هایی هستند که کمتر کسی به آنها فکر می کند.
عده ای از كارشناسان جهت گیری اوقات فراغت به یك مدت زمان محدود در تابستان را اشتباه دانسته و بر این اعتقادند كه اوقات فراغت و نحوه سپری كردن آن فقط به این فصل محدود نمی‌شود. به نظر من اهمیت به این موضوع در دراز مدت تاثیر بسزایی بر فرهنگ عمومی آن جامعه خواهد داشت .
مدیریت زمان را از یاد نبریم ! در مدیریت اوقات فراغت به اموری که در گذشته کمتر به انها توجه نموده ایم بیشتر اهمیت دهیم . ورزش , مطالعه و... تنها قسمتی از این برنامه ریزی ما خواهد بود ...

روزانه خیلی از افراد رو میبینم که با مشغول کردن خودشون به امور روزمره از یک اصل مهم در زندگی دور افتادند و اون "خلوت های دو نفری " ای است که باید با هم داشته باشند . بله , زن و شوهر نباید در برنامه ریزی روزانه خود برای همسر خود وقتی نگنجانند .

شما که از فردای خودتون خبر ندارید چرا این لحظات زیبای حاضر رو براحتی از دست میدید ؟ا گذشت زمان و با افزایش سن ،مسئولیت ها نیز افزوده می شود پس به امید فردا نباشید تا حرفی را که در دلتان مدتهاست احتکار کرده ایده ،بیان کنید ...


یکی از مهمترین مزایای خلوت های دو نفری زن وشوهر پی بردن به برخی دغدغه هایی است که معمولا در سایر لحظات فرصتی برای بیان آن در زمان مناسب نداشته اند . دیگر اینکه این خلوت ها بهترین ابزار برای بیان یک رابطه حقیقی و وجود عشق و علاقه و تکیه گاه در بین همسران است .


توصیه من به مردان اینست که تلاش كنید هیچ وقت كار و خستگى ناشى از كار را با خودتان به منزل نیاورید. وقتتان را تنگ و خودتان را خسته نشان ندهید. همسرتان را در انتهای لیست اولویت هایتان نگذارید . چون آنوقت ممکن است تحت تاثیر بی توجهی شما او به طور کامل شما را از لیستش پاک کند!


اگر فکر میکنید برای خانم ها پیشنهادی نخواهم داشت در اشتباهید : بد نیست بدانیم یک خانم مسلمان واقعی در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نمیشود .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان استقبال میکند . پس از آمدن شوهر خود به خانه كارهای خود را حتی الامكان كنار میگذارد ودر حضور او نشسته و با سخنان خوشایند و با محبت با او گرم میگیرد .


مطمئنا شما درباره فوائد یک ازدواج سالم و برپایه مفاهیم زیبای اسلام و نیز رهنمود های کتاب اسمانی مان در خصوص اخلاق زندگی اندیشیده اید . بار ها در این وبلاگ از مزایای اجتماعی آن صحبت کرده ام که مطمئنا اولین کسی که از انها بهره مند میشود خود فرد در خانواده است .زمانی كه در جامعه درصد افرادی كه در یك ازدواج سالم هستند ، بیشتر شود، مزایای بیشماری نیز به همراه آن به اجتماع وارد می‌شود. بد نیست اشاره ای کنم به آیه شریف "وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ " (سوره روم ایه 21)


«و از نشانه‏هاى او اينكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در اين [نعمت] براى مردمى كه مى‏انديشند قطعا نشانه‏هايى است»

بنظرم موارد زیر از نمونه‌های فوائد اجتماعی ازدواج سالم می‌باشد:

  1. کاهش بیماری های روانی و فشار های روحی که تاثیر زیادی در روابط اجتماعی شهروندان دارد.

  2. دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی.
  3. بالا رفتن درصد افراد تحصیلكرده .
  4. كاهش خشونت‌های خانوادگی.
  5. كاهش آمار جرم و جنایت.
  6. كاهش بارداری در در سنین نوجوانی .
  7. كاهش میزان ارتكاب به جرم در جوانان و نوجوانان .
  8. کاهش میزان مهاجرت .
  9. افزایش ارزش دارایی‌های افراد.
  10. كاهش نیاز به خدمات مشاوره خانوادگی.

البته اینها موارد معدودی از مزیت های اجتماعی یک ازدواج سالم است . نکته مهم دیگری هم وحود دارد که در ابتدا اشاره کوتاهی به ان داشتم و آن "استمرار" این ازدواج سالم بر پایه اصول اخلاق در اسلام است . از این موضوع در نوشته دیگر , بیشتر صحبت خواهم کرد .

نيكوترين همسر از نگاه قرآن قرآن از همسر خوب و نيكو به خير تعبير كرده است. خير به معناي چيزي است كه گرايش و رغبت همگاني بدان وجود دارد. به اين معنا كه همسر خوب كسي است كه از نظر همگان مورد تاييد و توجه است و هر كسي آرزو دارد داراي چنين همسري باشد. زيرا ملاك هاي انساني را چنان فراهم آورده كه هر كسي به طور طبيعي آن را مي ستايد و مي پسندد. از نظر زيبايي، انساني طبيعي و در حد اعتدال كامل است و نقص وعيبي در ظاهر وي نيست. از نظر بينشي و نگرشي و اخلاق فردي و رفتار اجتماعي نيز در مسير تكاملي انسان قرار دارد و اصول و مباني فطري را در خود بروز و ظهور داده است. نمونه هاي عيني آن را قرآن در آسيه (س) و مريم دختر عمران(س) در ميان زنان و حضرت ابراهيم(ع) و ديگر پيامبران(ع) در ميان مردان مطرح مي كند. در اين ميان پيامبر اكرم(ص) الگوي برتر در ميان مردان است . در آيات و سوره هاي چندي به الگوي ديگري به عنوان خانواده برتر و نمونه اشاره شده است كه از هر نظر در كمال بينشي و نگرشي و رفتاري هستند.
قرآن زندگي خانوادگي را بهترين و كامل ترين نوع زندگي برمي شمارد و آن را براساس فطرت و غريزه طبيعي انسان مي داند و هرگونه زندگي در بيرون از چارچوب زندگي خانوادگي را زندگي ناقص و معيوب قلمداد مي كند، زيرا در تحليل قرآني از همان آغاز آفرينش مرد، جفت و زوجي براي همسري وي از نفس و جانش آفريده شده كه افزون بر نيازهاي روحي و رواني و جنسي، زمينه تكامل و كمال يك ديگر را فراهم مي آورند.
زن و مرد در زندگي دنيوي خويش موجوداتي وابسته به يكديگر هستند و مرد به عنوان قوام و ستون زن و همسر خويش شناخته مي شود كه بدان تكيه كرده به كمال خويش مي رسد. بر اين اساس قرآن همسر خوب و نيكو و زندگي خانوادگي را خير مي شمارد. (نساء آيه 19) و در آيه 221 سوره بقره همسران مؤمن را به عنوان خير برتر از هر همسر ديگر مي شمارد؛ زيرا زن مؤمن به جهت ايمان و رفتارهاي برخاسته از آن مي تواند مرد را به كمال خويش برساند
قرآن با شناخت مساله علاقه ها و گرايش هاي بشر به زيبايي خواهی اشاره مي كند كه زيبايي هر چند ملاك و معياري مهم در انتخاب همسر است ولي نبايد زندگي خود را تحت الشعاع آن قرار داد . از وي خواسته شده كه هرگاه ميان دو شخص زيباي مومن و زيباروي شگفت انگيز غيرمومن قرار گرفت، زيباروي مومن را برگزيند.
قرآن براي همسري كه بتوان وي را خير و نيكو دانست معيارهايي را بيان مي كند. يكي از مهم ترين اين معيارها غير از حسن و زيبارويي (بقره آيه 221 و احزاب آيه 52) ايمان به خدا (بقره آيه 221 و تحريم آيه 5) است؛
معيار ديگري كه قرآن در همسران به عنوان خير مطرح مي كند اطاعت از فرمان هاي خداوند است. (تحريم آيه 5) همسري كه مطيع فرمان هاي الهي است در حقيقت كاري برخلاف اصول اخلاقي و هنجاري انجام نمي دهد و در مسير تكاملي حركت مي كند.
رسول خدا(ص) مى فرمايد:
دختران باكره مانند ميوه هاى روى درختانند اگر بموقع چيده نشوند, اشعه آفتاب آنها را فاسد مى كند و وزش باد آنها را پراكنده مى سازد; همچنين دختران وقتى به حد بلوغ رسيدند و مانند زنان, در خويشتن تمايل جنسى احساس كردند, دارويى جز ازدواج ندارند و اگر همسر نگيرند, از فساد ايمن نيستند, چرا كه بشرند و بشر از خطا و لغزش مصون نيست.))
در اين حديث, حضرت(ص) تشبيه بسيار لطيف و دقيقى فرموده است. همانطور كه ميوه نه در زمانى كه كال و نارس است, بايد چيده شود و نه زمانى كه بپوسد و فاسد شود, دخترى كه نتواند شوهر را درك كند و از وظايف همسردارى عاجز باشد و نتواند قبول مسووليت كند, ميوه كال و نارسى است كه هنوز بايد روى درخت (خانه پدر) بماند تا گذشت زمان او را رسيده و شيرين كند و باز اگر دخترى نشاط و طراوت جوانى را از دست بدهد و ازدواج نكند, در حقيقت همان ميوه روى درخت مانده اى است كه هر چه بيشتر بماند بر افسردگى و پژمردگيش افزوده مى شود.
خانم ... از اهواز براى ما مى نويسد:
((هفده ساله بودم. كاردانى, هنرمندى و مديريت من زبانزد همه بود. پس از برگشتن از مدرسه و انجام تكاليف خود به كمك مادرم مى شتافتم ... نزديك به پايان دوره متوسطه بودم كه خواستگارانى به منزل ما رفت و آمد مى كردند, اما همه آنها با يك پاسخ روبرو مى شدند: ((نه, دختر ما هنوز كم سن است, ما آمادگى نداريم و ...)) چند سالى همينطور گذشت تا اينكه برادرم شهيد شد, شهادت او آنچنان پدر و مادرم را داغدار كرد كه از آينده من غافل شدند. سن من بالا رفته و اضطراب و افسردگيهايم افزايش يافته است, آينده ام نامعلوم است; اكنون كه 27 سال دارم, كمتر كسى به خواستگاريم مىآيد, احساس مى كنم كه نياز به پشتوانه روحى و همسرى دارم كه به او محبت كنم و از او محبت ببينم ... از شما مى خواهم به پدران و مادران سفارش كنيد تا نيازهاى روحى ـ روانى فرزندانشان را دريابند و از سختگيريها و پندارهاى نادرست پرهيز كنند.))
همه والدین در تربیت فرزندان خود به دنبال برترین راهکارها هستند تا بتوانند در فضایی معنوی فرزندانشان را به قرار گرفتن در مسیر صحیح زندگی یاری نمایند. توجه به اين که نهادهايي همچون آموزش و پرورش و رسانه هاي جمعي قابل اعتماد تلقي مي شوند، برخي از پدران و مادران اين مسئوليت سنگين خود را فراموش کرده اند. به عبارت ديگر، نه فرصتي براي تربيت فرزندان وجود دارد، نه علم آن؛ و نه اهميتي که والدين را وادارد تا بيشتر از غذاي شب و لباس فرزندانشان، به فکر تربيت فکري و معنوي فرزندانشان باشند. کودکان در کنار دوستان، در کوچه ها، در مقابل تلويزيون ها و مونيتورها بدون داشتن معلمي معنوي به بلوغ مي رسند و والدين در تعجب اند که چرا رفتار کودکانشان اين قدر متفاوت با آنهاست؛ آنان هنوز مشکل را درنيافته اند. اين مشکل به دليل فراموشي اصلي ترين وظيفه پدري يا مادري - يعني تربيت معنوي فرزندان - است. تقويت و تکامل شخصيت فرزندان و کنترل و تنزيه آنها از هرگونه عيب و نقص ممکن، سنگين ترين مسئوليتي است که بر دوش والدين است. ما به مي دانيم که تمامي انسان ها با سرشت و فطرتي پاک متولد مي شوند، که زندگي اسلامي بر آن استوار است. بعدها به واسطه والدين است که کسي مسيحي، يهودي يا زرتشتي مي شود. تعليم و تربيت اسلامي به مسئوليت سنگين پدر تأکيد کرده است و عميقاً اين موضوع را مورد توجه قرار داده، به نحوي که طبق نظر آيين اسلامي اگر پدر خانواده در پرورش فرزندان مراقبت کمتري داشته و سهل انگاري کند، گناهکار خواهد بود. از پيامبر اکرم (ص) نقل شده است: «اين گناه کافي است که گناهکار افراد مورد علاقه اش را از دست بدهد.» براساس روايتي پيامبر اسلام (ص) فرمودند: خداوند از هر چوپاني راجع به گله اش سؤال خواهد کرد که آيا از آنها به خوبي مراقبت کرده است، يا اين که آنها را به حال خود رها کرده است. خداوند از پدرها هم در ارتباط با اهل خانواده اش سؤال خواهد کرد. پيامبر (ص) فرمودند فرزندانتان را گرامي بداريد و براي تعالي ايشان در تربيتشان جد و جهد کنيد. اينها نمونه هايي هستند که نشان مي دهند شريعت و قانون الهي به تعليم و تربيت کودکان اهميت بيشتري مي دهد. قانون اسلام به پدرها حکم مي کند که به معنويات فرزندانشان اهميت بيشتري بدهند و در تهيه لوازم زندگي آنها بکوشند، تا فرزندانشان رشد متعادلي داشته باشند. پدر بايد فرزندانش را با کتاب خدا و روش زندگي پيامبر بزرگوار تعليم دهد، تا اين که باغ فطرت آنها گل دهد و به بار بنشيند و سايه بگستراند. والدين با غفلت از کودکانشان بهانه مي آورند که جامعه باعث بـَد بار آمدن آنها شده است. ما در قرآن مجيد ، امثال و حکم ، تعليمات و بالاخره چراغي داريم که روشنايي مي دهد. خداوند بزرگ در کتاب آسماني خود فرموده است: «اي مؤمنان خود و خانواده تان را از آتشي حفظ کنيد که هيزم هاي آن مردم و سنگ ها هستند.» (سوره 66، آيه 7) يعني به آنها ياد دهيد چه چيز مي تواند آنها را از اين آتش در امان نگه دارد. شيخ ابوحامد غزالي اين آيه را چنين تفسير کرده است: «قطع نظر از اين که چگونه مراقبت پدر، فرزندانش را از آتش اين دنيا حفظ مي کند، مراقبت او در خصوص رهايي از آتش دنياي آخرت بايد در اولويت قرار گيرد. اين مراقبت بايد در تربيت و تعليم فرزندان به بهترين روش صورت پذيرد و همچنين در دور نگهداشتن آنها از دوستان بد بيشتر باشد.» کودکان مسلماني که در کشورهاي غيراسلامي زندگي مي کنند، نياز بيشتري به محيط آموزشي فرهنگي دارند، محيطي که مباني فهم، درک و تعليم مذهب را بيشتر از کشورهاي مسلمان براي کودکان فراهم آورد و شديداً پايبند آن باشد. محيط سالم، محيطي است که زندگي روزمره کودک را با تعليمات درستي از اسلام در بر مي گيرد؛ اين محيط ايده آل، متفاوت از محيط فعلي است که جامعه اين کشورها به وجود آورده است، جامعه اي که نه تنها اساساً به کودک کمکي نمي کند، بلکه کودک به خاطر چيزهايي که در مدارس و همچنين از طريق وسايل ارتباط جمعي ناسالم ياد مي گيرد، اثرات منفي و مخربي دريافت مي دارد. در خصوص اين موضوع آنچه تعجب آور است، غفلت تعدادي از خانواده هاي مسلمان از فرزندانشان است، آنها فرزندان خود را به جريان هاي آلوده کفر مي سپارند تا آنها را به گونه اي که خوشايندشان است تربيت کنند و وقتي کودکان بزرگ شدند، ارتباط برقرار کردن با آنها، نصيحت کردن آنها و هدايت آنها به سوي اخلاقيات دينشان، فوق العاده مشکل مي شود و آنچه تعجب آور است اين است که والدين با ناديده گرفتن، غفلت و بي توجهي نسبت به رفتار فرزندانشان در زمان کودکي بهانه مي آورند، که جامعه باعث «شر» بار آمدن فرزندانشان شده است. بنابراين خانواده در کنترل عواملي که بر رفتار کودکان تأثير منفي مي گذارد، مسئوليت بسيار سنگيني دارد. خانواده همچنين وظيفه دارد که کودک را به سويي راهنمايي کند که درک و فهم او را از مذهبش تضمين کند. به همين نحو بايد با مشکلات زيادي که معلول اين عوامل هستند، دست و پنجه نرم کند. مهمترين راه پيشگيري از رفتار بد و ناشايست، اين است که در ضمن برآوردن نيازهاي عاطفي عقلاني و جسماني او، از کودک در خانه مراقبت کنيم. ارضاي اين نيازها به کودک کمک مي کند با ديگران رفتار خوبي داشته باشد و او را از برخي وسايل ارتباط جمعي دور نگاه مي دارد و از تأثيرات منفي آن حفظ خواهد کرد

آنزمان که سر بر سجده گاه بندگی خداوند پاک و متعال می نهیم،در خود چه حسی داریم؟می دانیم که در سایه سار لطف بیکرانش از فرش به عرش می رسیم...

همه ما بندگان اوییم و در برابر معبود بی همتای خود خاضعانه سر تسلیم فرود می اوریم.

امروز تصمیم گرفتم که با ذکر احادیثی از رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار، کمی به موضوع خضوع و خشوع بپردازم تا با یادآوری این نکات راجع به یکی از زیباترین صفات انسانی کمی بیندیشیم.

در منابع شیعه و اهل سنت احادیث فراوانی در مورد تواضع به چشم می‏خورد که بعضی در باره اهمیت تواضع است و بعضی در باره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن می‏باشد.
در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبی در روایات آمده:
1- در حدیثی از رسول خدا(ص) می‏خوانیم: روزی فرمود: «مالی لااری علیکم حلاوة العبادة؟! قالوا و ما حلاوة العبادة؟ قال التواضع!; چه می‏شود که شیرینی عبادت ر در شما نمی‏بینم؟ عرض کردند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواشع است!» (1)
ناگفته پیداست‏حقیقت عبادت نهایت‏خضوع در برابر پروردگار است. کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است.
2- در حدیث دیگری از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة; بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است‏». (2)
3- از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که فرمود: «التواضع نعمة لایحسد علیها; تواضع نعمتی است که سبب حسادت دیگران نمی‏شود». (3)
معمولا هر نعمتی نصیب انسان می‏شود مزاحمت‏های حسودان افزوده می‏گردد و گاه این حسادت چنان فضای زندگی را تنگ می‏کند که زندگی بر صاحب نعمت مشکل می‏شود، ولی تواضع از این قاعده کلی مستثنی است، نعمتی است که حسادت حسودان را برنمی‏انگیزد.
این بحث دامنه‏دار را با حدیث دیگری از نبی اکرم(ص) پایان می‏دهیم:
4- «یباهی الله تعالی الملائکة بخمسة: بالمجاهدین، والفقراء، والذین یتواضعون لله تعالی، والغنی الذی یعطی الفقراء و لایمن علیهم، و رجل یبکی فی الخلوة من خشیة الله عز و جل; خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات می‏کند: مجاهدان(راه خدا)، فقرا(و نیازمندانی که دین خود را به دنیا نمی‏فروشند) و آنها که به خاطر خدا تواضع می‏کنند و ثروتمندانی که بی منت‏به مستمندان کمک می‏نمایند و کسی که در خلوت از خوف خدا گریه می‏کند!» (4)
در باره ثمرات و آثار مثبت تواضع نیز روایات فراوانی از معصومین به ما رسیده است که چند حدیث پر معنی را در ذیل می‏آوریم:
در حدیثی از امام امیرالمؤمنین(ع) می‏خوانیم: «ثمرة التواضع المحبة و ثمرة الکبر المسبة!; میوه درخت تواضع محبت است و میوه(شوم) تکبر دشنام و ناسزاگویی مردم است!» (5)
در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: «بخفض الجناح تنتظم الامور!; با تواضع و محبت کارها نظم و سامان می‏یابد!» (6)
روشن است که نظم جامعه جز در سایه همکاری و همدلی حاصل نمی‏شود و همکاری و همدلی مردم در صورتی ممکن است که شخص مدیر نخواهد خود را بر آنها تحمیل کند و یا فخرفروشی کند و خود را برتر از دیگران قلمداد نماید، همیشه مدیرانی موفق هستند که در عین قاطعیت متواضع و پر محبت‏باشند.
در حدیث دیگری از رسول خدا(ص) می‏خوانیم: «التواضع لایزید العبد الا رفعة فتواضعوا یرفعکم الله!; تواضع جز بزرگی بر انسان نمی‏افزاید پس تواضع کنید تا خداوند شما را بلند مقام سازد!». (7)
گاه چنین تصور می‏شود که تواضع انسان را کوچک می‏کند در حالی که این یک برداشت‏سطحی و نادرست است، همواره می‏بینیم افراد متواضع در جامعه مورد احترام و دارای عظمت و شخصیت هستند و تواضع بر منزلت آنها می‏افزاید.
از احادیث اسلامی استفاده می‏شود که تواضع شرط قبولی عبادات و طاعات است، از جمله در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «التواضع اصل کل خیر نفیس و مرتبة رفیعة... و من تواضع لله شرفه الله علی کثیر من عباده... و لیس لله عز و جل عبادة یقبلها و یرضیها الا و بابها التواضع، و لایعرف ما فی معنی حقیقة التواضع الا المقربون المستقلین بوحدانیته، قال الله عز و جل و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما...; تواضع ریشه هر کار نیک و با ارزش است و مقام والایی است... و هر کس برای خدا تواضع کند خداوند او را بر بسیاری از بندگانش شرافت می‏بخشد... و هیچ عبادتی برای خدا مورد رضا و قبول نخواهد بود مگر اینکه باب آن تواضع است و حقیقت تواضع را جز مقربانی که مستقل در وحدانیت‏خداوندند درک نمی‏کنند، خداوند عز و جل می‏فرماید: بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که در زمین با تواضع راه می‏روند و هنگامی که جاهلان آنها را(با سخنان نامناسب) خطاب کنند، به آنها سلام می‏گویند(و با بی اعتنایی می‏گذرند).» (8)
این سخن را با حدیثی که از حضرت مسیح(ع) نقل شده است پایان می‏دهیم. فرمود: «بالتواضع تعمر الحکمة لابالتکبر، کذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل!; به وسیله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد می‏شود نه با تکبر، همان گونه که زراعت در زمین نرم و هموار می‏روید نه بر روی کوه!» (9)
کوتاه سخن اینکه: تواضع هم در زندگی علمی و فرهنگی انسان اثر می‏گذارد(چرا که افراد متکبر به خاطر تکبرشان از رسیدن به حق محجوبند) و هم در زندگی اجتماعی(چرا که افراد متواضع از محبوبیت فوق‏العاده‏ای در اجتماع بهره می‏گیرند و همه مردم برای آنها احترام خاصی قائلند) و هم در رابطه انسان با خدا مؤثر است چرا که روح عبادت، تواضع و کلید قبولی آن فروتنی است.
در مورد نشانه‏های تواضع نیز روایات جالبی در منابع اسلامی وارد شده است، در حدیثی از امام علی بن ابی طالب(ع) می‏خوانیم: «ثلاث هن راس التواضع: ان یبدء بالسلام من لقیه، و یرضی بالدون من شرف المجلس، و یکره الریا و السمعة; سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر ریا و سمعه را ناخوش دارد.» (10)
در بعضی از روایات نشانه‏های دیگری نیز بر آن افزوده شده است، از جمله: ترک «مراء» و «جدال‏» یعنی انسان به خاطر برتری‏جویی با دیگری بحث نکند و دیگر عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند. (11)

منابع:

1- تنبیه الخواطر(مطابق نقل میزان الحکمه، جلد 4، حدیث 21825); محجة البیضاء، جلد6، صفحه 222.
2- بحارالانوار، جلد 72، صفحه‏119، حدیث 5.
3- تحف العقول، صفحه‏363.
4- مکارم الاخلاق، صفحه 51.
5- غررالحکم، 4614 -4613.
6- غررالحکم، 4302.
7- کنزالعمال،5719.
8- بحارالانوار، جلد 72، صفحه 121.
9- همان مدرک، جلد 2، صفحه 62.
10- کنزالعمال، حدیث‏8506.
11- اصول کافی، جلد 2، صفحه 122، حدیث‏6.